تبلیغات
It's bad, It's no

 

It's Alright, It's Ok

 

 

با خودکشی نویسنده تمام شد.

23 بهمن 89

 [Hamed o . a ]


من خودم رو کشتم.
همه چی رو هم تو همون نامه نوشتم.
همه پولهایی رو هم که جمع کرده بودم یک جا بخشیدم.


البته هنوز زنده ام

یعنی دارم تصمیم می گیرم چه جوری تمومش کنم...
طناب
سم
تیغ

ولی شما من رو یه مرده حساب کنید.


 

از این به بعد تو یه دنیایه دیگه آپ می کنم

خدا بیامرزتم


END
 


  نظرات
 

......................................................................

 

 

تمام می شوم

23 بهمن 89

 [Hamed o . a ]












به دنبال تو می آیم

غروب هست

غروب است که گم‌ات می‌کنم

گم شدی در تاریکی و من تو را می‌خوانم

 

فانوس هست

فانوسی است که با آن تو را می‌یابم

در این نور کم است که

عشق را عشق می‌نامم

 

نورِ فانوس در آب می‌رقصد

و هم سایه‌ی ماه

در چشمانت غرق شده‌ام

و از عالم و آدم می‌نالم ...

 

راه هست

راه است که ما در آن می‌رویم

راه است که ما در آن می‌میریم

چرا راه‌مان دارد سیاه می شود؟

چرا راه دارد تمام می‌شود؟

 

راه به سیاهی می‌خورد

من در سیاهی غرق می‌شوم

باد فانوسمان را خاموش می‌کند

باد سوزه می‌کشد، باد سوز دارد

ابر سیاه آرام آرام می‌آید و ماه را می دزدد

 

تو را نمی‌بینم

مسیرم را فراموش کرده‌ام

جیغ می‌کشم

تو صدایی نمی‌کنی،

خیال می‌کنم دور شده‌ایی

خیال می کنم مرده‌ایی

و هزار خیال‌ها

 

بغض می‌کنم

زجه می‌زنم،

ناله می‌کنم،

زوزه می‌کشم ...

 

و سال‌هاست در انتظار صبح‌ام

سال‌هاست صبحی ندارم

و در سایه‌ی شب،

چشمه‌ی چشمانم خشک شد

چهره‌ات یادم نیست، چهره‌ام یادم نیست

آینه نیست، آینه نور می‌خواهد

بی تو برایم نوری نیست


  نظرات
 

......................................................................



تعداد کل صفحات : 37 1 2 3 4 5 6 7 ...